تبليغاتX
الهه ناز

شام غریبان

شام غریبان

باز هم شب آمده، چادر سياه

در كنار بچه هاي بي پناه

از هميشه چادرش، مشكي تر است

چشمهاي خسته اش اشكي تر است

آمده از پشت كوه روبرو

يك ستاره نيست در زنبيل او

آمده با غصةُ طولاني اش

ماه روشن نيست بر پيشاني اش

چشمهايش در تأثر مانده است

دستهايش پشت چادر مانده است

خواب رفته كارواني داغدار

در دل اين دشتهاي پر غبار

آه، امشب بي فروغ ماهتاب

رفته اند اينجا كبوترها به خواب

آي... يك لالايي امشب گم شده...

گوش كن، آواز يك لب گم شده...

چند لحظه بعد، شب با آه سرد

چادرش را روي آنها پهن كرد

بر لبانش ديده مي شد اين سرود:

راستي امشب، علي اصغر نبود...!

شاعر:حمید هنرجو


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/10/05 ساعت 20:55 موضوع | لینک ثابت


قصه کربلا

بوي پرچم دوباره مي آيد

باز از هر كجاي آبادي

زير لب يا حسين مي گويند

همة چشمه هاي آبادي

دستة اشكهاي كوچك من

سر هر كوچه راه افتاده

در دل حوض خانه ما هم

عكسِ ابر سياه افتاده

بوي گلهاي تشنه مي آيد

ظهر گرمي است، بچه ها چه خبر؟

روز، روز بلند عاشوراست

راستي آه، كربلا چه خبر؟

چشم بابا چقدر اشكي بود

وقتي از كربلا سخن مي گفت

قصه اي را دوباره با گريه

مثل مامان، براي من مي گفت

گفت پيشاني زمين تب داشت

ظهر گرمي كه خيمه ها مي سوخت

«اُم ليلا» به جامة «اكبر»

داشت قرآن كوچكي مي دوخت

بوسه مي زد به صورت پسرش

مادري پيش چشم اهل حرم

گريه مي كرد و زير لب مي گفت:

زود برگرد، اكبرم، پسرم...

آه، آن روز نيزه باران شد

بال صدها كبوتر كوچك

ظهر غمگين كربلا ديدم

تشنه اش بود اصغر كوچك

تشنگي ريشه داشت در صحرا

كاش اين را فرات مي فهميد

باد، آن روز قاصدي مي شد

خبرش توي آب، مي پيچيد...

در هر خيمه اي كه مي رفتي

غرق اشك و دعا و يارب بود

عطر چادر نماز مي آمد

چون كه وقت نماز زينب بود

                                                                                شاعر: حمید هنرجو

 


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/09/26 ساعت 0:43 موضوع | لینک ثابت


شعر حسنی

توي ده شلمرود
حسني تک و تنها بود


حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
نه مرغ زرد کاکلي
هيچکس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح کني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام



کره الاغ کدخدا
يورتمه مي رفت تو کوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يک کمي به من سواري ميدي؟
-نه که نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينکه من تميزم
پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!



غاز پريد تو استخر
تو اردکي يا غازي؟
من غاز خوش زبان
مياي بريم به بازي؟
نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينکه من
صبح تا غروب
ميون آب کنار جو
مشغول کار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه



در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو کوچه
جيک جيک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
جوجه کوچولو
کوچول موچولو
مياي با من بازي کني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
ببين چقد تميزه؟
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه



حسني با چشم گريون
پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
مياين با من بازي کنين؟
نه که نميايم
چرا نمياين؟
فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته‌اي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش کنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه



حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح کني؟
ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل
تر و تميز و تپل مپل



الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي
با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد کاکلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:
اگه کاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه مي‌گفت:
حسني برو تو کوچه
بازي بکن با جوجه
غاز مي‌گفت:
حسني بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود
حسني ديگه تنها نبود



شعري از منوچهر احترامي


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/08/24 ساعت 9:30 موضوع | لینک ثابت


ساگرد تولد

راستی امروز سالگرد تولدمه نمی خواهید .....

ممنون


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/08/05 ساعت 20:47 موضوع | لینک ثابت


ضامن آهو

http://www.icelshare.com/CMS/archive.asp

خجسته زاد روز شاه خوبان                          علی موسی الرضاشاه خراسان

که میلاد امام هشتمین است                        گل گل واژه اهل یقین است

امام هفتمین غرق سرور است                       فضای خانه اش دریای نور است

در و دیوار خانه نور باران                                 نوای دلپذیر صوت قرآن

جهان هستی از او جان گرفته                         بنام نامی اش ایمان گرفته

همین نوزاد گردد شاه خوبان                           امام هشتم و ماه خراسان

گل خوشبوی باغ آشنایی                               عزیزی از تبار روشنایی

غریب و ضامن هر چه غریبان                            که شد ضامن آهوی  بیابان 

                                                                                            حسین دلخوش

                                

    


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/07/28 ساعت 8:36 موضوع | لینک ثابت


لطیفه

لطیفه

 

یارو  می ره و در یخچال رو باز می کنه و می بینه: ژله هه داره مثل بید می لرزه، بهش می گه: نترس میخوام پنیر بخورم.

به یک پاندا میگن بزرگترین آرزویی که داری چیه میگه عکس رنگی بگیرم.!!!

يه سوسك ميفته تو دستشوي ميگه منو اين همه خوشبختي محاله!

یه روز یه خانمی زنگ میزنه اورژانس میگه: آقای دكتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده.
طرف میگه: نگران نباشید زود میایم.
خانمه میگه : دكتر تا اون موقع من چی كار كنم؟
دكتر میگه : تا اون موقع میتونین با خودكار بنویسین

 


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/07/18 ساعت 7:28 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به تو

ONEROSE.gif

می گن گل رز خیلی قشنگه من دوست دارم با دستای کوچیکم این گل رو تقدیم به همه شما کنم که مرا  مورد لطف خودتون قرار می دهید


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/07/15 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت


لالایی

            لا‌ لالا لالا لایی                

گل ریحون ونعنایی    

بخواب وقتی بشی بیدار    

میاد پیشه تو بابایی       

 

بابات میگه برات قصه      

از اون که دور از ماها      

بابات میگه یه روز غصه   

تموم میشه میاد آقا         

 

لالا لالا گل لاله

ببین مامانی خوشحاله

می خونه سورهً قرآن

گل نسرین وآلاله

 

می بینی کودک نازم

می خونه هی دعا مامان

تا زود زود بیاد آقا

بخونه آیه ی قرآن

 

لالا لالا گل پیچک

صدای ساز جیر جیرک

همه میگن میاد آقا

بخواب ای کودک کوچک

 

میاد روزی امام ما

میشه دنیای ماعالی

میشه دنیای ما اون روز

پر از لبخندو خوشحالی

 

لالا لالا گل انگور

بشه چشمای دشمن کور

امام مهربون ما

میا از راه خیلی دور

 

تموم دشمنان اون وقت

میشن پیش امام کوچک

بدی میره از این دنیا

لا لا گل میخک

 

لا لا گل مینا

دعا کن زود بیاد آقا

بدیم ما نقل وشیرینی

که عید میشه همه دنیا

 

همه خوشحال و خندانن

به هم میگن مبارک باد

لا لا گل نازم

تو باشی شادشادشاد

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/07/10 ساعت 3:29 موضوع | لینک ثابت


ميهن

ميهن خويش را كنيم آباد  

كودكان،اين زمين و آب وهوا  

اين درختان كه پرگل و زيباست  

                          باغ و بستان و كوه و دشت همه                           

خانه ي ما و آشيانه ماست

دست در دست هم دهيم به مهر

ميهن خويش راكنيم آباد

يار و غم خوار يكديگر باشيم

تا بمانيم خرّم و آزاد 

 

             


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/06/13 ساعت 0:32 موضوع | لینک ثابت


لطيفه

تو بهتر مي داني يا دكترت

دكتر بيمارستان به دو نفر از پرستارانش گفت:برويد اتاق شماره۳ومريضي را كه روي تخت شماره ي ۹ فوت كرده ببريد و در سرد خانه بگذاريد . پرستاران رقم ها را عوضي شنيدند و رفتند به اتاق شماره ۹و بيماري راكه روي تخت شماره۳خوابيده بود وزنده هم بود بلند كردندنا گهان مريض وحشت كرد و فرياد كشيد :شما مرا كجا مي بريد پرستاران: حرف نزن تو مرده اي بيمار گفت:چرا شما مزخرف مي گوييد پرستاران گفتند:احمق تو بهتر مي داني يا دكترت.

تابستان در بغداد

مردي تابستان از بغداد مي آمد .او را گفتند :آنجا چه مي كردي ؟گفت:عرق.

جمله سازي

به مردي گفتند با آجر جمله بساز گفت:عزيزم با آجر جمله نمي سازند ساختمان 

مي سازند. 

 

 


 

نوشته شده توسط الهه احدی در 88/06/12 ساعت 23:46 موضوع | لینک ثابت


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس